ترکه میره ماه عسل برمیگرده زنش بهش میگه چرا منو نبردی میگه خواب بودی دلم نیومد بیدارت کنم
ترکه از کیوسک تلفن عمومی میاد بیرون، ازش میپرسن: سالمه؟ میگه: آره، ولی آفتابه نداره
می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه
بسیجیه عاشق یه دختر میشه شماره تلفن مسجد رو بهش می ده
به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!
دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توی رود خونه می ریختن. ترکه رد می شه می پرسه چیکار می کنید؟ می گن داریم دوغ درست می کینیم. ترکهمیگه خاک بر سرتون... خوب همین کارا را می کنید که همه میگن خرین...آخه این همه دوغ رو کی می خوره؟
ترکه از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی. راننده می گه من که چیزی نگفتم. ترکه می گه بعدا که می گی
یه یارو پطروس فداکار را با دهقان فداکار اشتباه می گیره میره انگشت میکنه تو چشم راننده قطار
مادر: پرویز جون مگه تو زبون نداری که دستت را وسط سفره دراز می کنی؟ پرویز: چرا مادر جان زبان دارم ولی زبانم به وسط سفره نمی رسه!!!